حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2266

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

موضوع خيلى دور نرفته باشيم ، به اين مختصر تذكّر اكتفاء ميورزيم . پس مردمانى ، كه بباختر ريخته‌اند آريانى بوده‌اند . اين نكته براى تعيين‌نژاد افغانها اهميّت دارد : اهالى باختر تا اين زمان از آريانهاى ايرانى بوده‌اند ( صفحهء 155 اين تأليف ) . در اين زمانهم آريانها به آن سرزمين رفته‌اند ، زبان كنونى افغانها ، كه پختو يا پشتو و تقريبا همان زبان پارسى است ، يكى از دلايل اين نظر است . فصل سوم - اوج اعتلاى دولت پارت مبحث اوّل . اشك نهم - مهرداد دوّم ( بزرگ ) مهرداد يكى از شاهان بزرگ ايران است و ژوستن گويد ( كتاب 42 ، بند 2 ) : « از جهت بزرگى كارهايش او را كبير خواندند . او ميخواست با نياگان خود برابرى كند ، ولى از جهت لياقتش از آنها گذشت ، شجاعت خود را در جنگهاى عديد با همسايگان خود نشان داد و مردمانى چند باطاعت دولتش آورد . او سكاها را مغلوب ساخت و لكّه افتضاحى را ، كه روى خانواده‌اش گذارده بودند ، شست » . بعد ژوستن به كارهاى ارمنستان ميگذرد ، كه در جاى خود بيايد . راجع باطّلاعاتى ، كه ژوستن ميدهد ، بايد گفت ، كه متاسّفانه خيلى مجمل است و فقط نتايج را باختصار ذكر كرده ، ولى باوجود اين ميتوان بىترديد دانست ، كه مهرداد لشكر بصفحات سكائىنشين كشيده و آنها را مستأصل كرده . اينكه سهل است از همين مردمان عدّه‌اى را باطاعت درآورده . بنابراين مهرداد با فتوحات خود جلو جنبش مردمان شمال‌شرقى را ، كه سكاها پيش آهنگان آنها بوده‌اند ، گرفته اين مردمان را ، كه بخراسان هم فشار ميآورده‌اند ، عقب رانده و آنها مجبور گشته‌اند به طرف باختر بروند . بنابراين در سلطنت مهرداد خطر زرد از ايران گذشت .